در بازی زلزله های شدید و زیادی در شهرهای مختلف ایالات متحده روی داده و بسیاری از شهرها را خالی از سکنه کرده است، یکی از این شهرها Haventon نام دارد که همسر و دختر شخصیت اصلی بازی در این شهر حضور دارند. او در هنگام زلزله در شهر دیگری حضور داشته و آسیب نیز دیده است. اما پس از بهبود خود را با پای پیاده به Haventon می رساند و این سفر طولانی حدود ۱ سال طول می کشد، او در این بین با دختر کوچکی به نام Mei آشنا می شود و از آنجایی که Mei برای او یادآور Mary (دخترش) است سعی می کند تا به او کمک کند تا والدینش را بیابد. او در طول داستان با حوادث مختلفی مواجه می شود و مجبور می شود بارها با مرگ دست و پنجه نرم کند تا بر طبیعت خشن غلبه کند. از نکات جالب داستان بازی شخصیت های اصلی کم آن است که کار را برای گسترش داستان کمی سخت می کند، اما I Am Alive با وجود این مورد داستان مناسبی را ارائه می کند. 

البته داستان بازی بدون ایراد هم نیست. برای مثال شخصیت بازی برای پیدا کردن خانواده اش می آید و ناگهان Mei را پیدا می کند و پس از این اتفاق به حدی در ماجراهای او و اطرافیانش غرق می شود که گویی اصلاً زن و فرزندی نداشته است. البته در طول بازی می توان با کمک به مردم و فهمیدن اطلاعات جانبی موارد دیگری را نیز کسب کرد، اما تمرکز بیش از حد بر روی یک جنبه داستان و رها کردن بخش دیگر خصوصاً برای شخصیتی که یک سال پیاده روی کرده تا به خانواده اش برسد کمی عجیب است. ساختمان های خراب، گرد و خاک به جای اکسیژن، زلزله های مهیب، آرزوهای از دست رفته همه از مواردی میباشد که در گیم پلی بازی میتوان به آن اشاره کرد، در گیم پلی بازی شما تلاشی برای بقا و رسیدن به خانواده خود میکنید، با بالا رفتن از مکان های تخریب شده و مشقت های بسیار باید در هر مرحله از بازی یک هدف خاصی را دنبال کنید. 

در طول بازی برای Adam از دو نوار سلامتی و آمادگی استفاده شده است که از جمله مواردی است که در گیم پلی نواوری شده است و باعث سخت تر شدن بازی و تلاش هر چه بیشتر برای زنده ماندن میشود. بخش طراحی بازی با توجه به اینکه نمی توان I Am Alive را یک عنوان کاملاً بزرگ و پر خرج دانست و حتی حجم آن بسیار اندک است در سطح نرمالی قرار دارد. اما مطمئناً ضعیف نیست و نقاط قوت خوبی هم دارد. یکی از ترفند های جالب سازندگان که پیش از این نمونه مشابه آن را در عنوان Kane & Lynch 2 دیده بودیم، پوشاندن هوشمندانه ایرادات و کاستی های گرافیکی است، عامل اصلی نابودی شهرها زلزله است، اما همراه با زلزله طوفان های زیادی هم روی می دهند و ذرات غبار به حدی شدیدند که دیدن چند متر جلوتر در خیابان ها بسیار مشکل است. همین ذرات غبار به خوبی دست سازندگان را برای طراحی ساده تر این بخش ها باز گذاشته اند.