داستان بازی Assassin's Creed: Origins را می‌توان ترکیبی از احساسات، نفرت، خیانت و عشق به خانواده دانست. در Assassins Creed Origins ما در نقش شخصیتی به نام بایک قرار خواهیم گرفت که آخرین عضو نیروی نظامی مصری به نام مِجی است. افرادی که در این نیرو خدمت می‌کنند، توسط فرعون‌ها انتخاب می‌شوند. آن‌ها وظیفه برقراری آرامش در میان ساکنین مصر را بر عهده دارند و هر بی‌عدالتی را مجازات می‌کنند. اگر بخواهیم بازه زمانی داستان بازی را مشخص کنیم، Origins ما را به ۳۰۰ سال قبل از میلاد خواهد برد. بایک یک فرد شجاع و نیرومند است که در بازی حدودا ۳۰ سال سن دارد و به نوعی قهرمان دنیای خود محسوب می‌شود اما ناگهان اتفاقاتی در این بین رخ می‌دهد! هنگامی که بازی را آغاز می‌کنیم و بایک هنوز یک مجی است، بطلمیوس سیزدهم فرعون و حکومت مصر را بر عهده دارد و زیاده‌خواهی او برای گسترش کشور و مناطق تحت سلطه‌اش دیگر برای همه آشکار شده است. اما خواهر او، خواهر مشهورش، یعنی کلئوپاترا، به طور مخفیانه سعی دارد گروهی از افراد قدرتمند را در جهت کودتا علیه برادرش ترتیب دهد و در این حین حضور جمهوری روم تبدیل به ترسی برای مصریان شده است و صدای پاهای ژولیوس سزار نیز شنیده می‌شود، شخصی که با کلئوپاترا نیز ازدواج می‌کند. حال در این بین، بایک که اوضاع را مناسب نمی‌بینند و البته طی اتفاقی، وارد مسیر نجات مصر می‌شود و در انتها، حوادث رخ داده او را رفته رفته تبدیل به اولین اساسین تاریخ می‌کند و انجمن برادری شکل می‌گیرد. ما علاوه بر درگیری سران و قدرت‌های مصر، شاهد نبرد تمدن‌ها نیز خواهیم بود. Assassin’s Creed Origins یک دنیای بزرگ خواهد داشت که انواع و اقسام شرایط در آن وجود دارد. محیط‌های روستایی و حومه شهری، شهرهای بزرگ، اهرام مصر، رود‌ نیل، صحراهای خشک و بی آب و علف و حتی محیط‌های نسبتا سرسبز، کاملا بر فراز نقشه بازی نقش بسته‌اند و ماموریت‌های مختلفی را در آن انجام خواهیم داد. شاید با خود بگویید خب مصر امروزه یک محیط کاملا خشک و صحرایی دارد. اما باید بدانید که در گذشته شهر‌های مصر بسیار باشکوه بودند و عظمت خاص خود را داشتند. بنابراین هرگز شاهد محیط‌های تکراری و یکنواخت نخواهیم بود. این بازی عناصر بسیار جدیدتری در خود جای داده است که راه خود را کاملا از نسخه‌های قبلی جدا می‌کند. یکی از این عوامل جالب دنیای بازی این است که حالا NPCها یا به طور کلی شخصیت‌های غیرقابل بازی، پویایی بیشتری دارند. یک مثال می‌زنیم، چرخه شب و روز بازی، کاملا روی دنیای Origins تاثیرگذار است. هنگام روز کوچه و خیابان‌های شهر پر از انسان‌هایی است که هر کدام اهداف خاص خود را دارند. اما در شب هنگام، بسیاری از آن‌ها به خانه‌هایشان می‌روند و می‌خوابند و شاهد خلوت شدن شهر هستیم! نه تنها انسان‌ها، بلکه حالا حیوانات نیز هر کدام هدف و برنامه خاص خود را دارند. اما گیم‌پلی بازی فراتر از این‌ها به نظر می‌رسد و اضافه شدن عناصر نقش‌ آفرینی، آن هم به شکلی محسوس، به این نسخه از سری Assassin’s Creed شخصیتی تازه داده است. یکی از منابع الهام بازی برای تزریق عناصر نقش‌آفرینی به رگ‌هایش، بازی فراموش نشدنی The Witcher 3: Wild Hunt است. هر جا هم که اسمی از بازی نقش‌آفرینی باشد، ناخودآگاه یاد درخت مهارت و XP و قابلیت‌های متنوع می‌ا‌‌‌فتیم و خب Origins از هیچ یک از آن‌ها نگذشته است. شاید برخی از طرفداران این مجموعه از وجود سیستم نقش‌آفرینی راضی نباشند، اما باید قبول کنیم که سیستم کهنه گذشته این سری جوابگو نبود و نیاز به دمیدن نفسی تازه داشت.