داستان به ژاپن و قرن چهاردهم میلادی باز می گردد. شاهزاده مونونوکه نبردی شگفت انگیز میان خدایان حیوانات در جنگل و انسان ها را شرح می دهد. داستان از این قرار است که شاهزاده آشیتاکا، پس از حمله ی یک گراز اهریمنی دچار بیماری لاعلاجی می شود و تنها راه نجاتش یافتن پادزهر است. او باید به شرق سفر کند و از شی شی گامی، خدای گوزن گون، کمک بگیرد، ولی وقتی به مقصد می رسد، در می یابد که میان انسان ها و حیوانات جنگل بر سر غارت مدام زمین، جنگ در گرفته است.