بازی Machinarium در سال 2009 برای PC و در سال 2012 در شبکه ی PSN عرضه شد و توانست از سایت Metacritic متای 85 را کسب کند و در سبک Advencure (معمایی) تبدیل به یک بازی صاحب نام شود. همچنین از دیگر افتخارات این بازی می توان به برگزیده شدن این بازی به عنوان بهترین بازی انحصاری PC در سال 2009 توسط سایت Kutako اشاره کرد. آغاز داستان بازی Machinarium با پرتاب شدن جوزف، شخصیت اصلی داستان، از بالای بلند ترین برج این شهر بی نام و سقوط او در درون زباله دانی حومه شهر صورت می گیرد. او یک روبات کوچک، فرسوده و بامزه است. با افتادن در زباله ها اجزای بدنش از هم متلاشی می شوند ولی او دوباره قطعاتش را سر هم می کند و به سمت شهر راه می افتد تا مسببین کاری که با او انجام شده است را پیدا کند. هدف او پیدا کردن دوستش بِرتاست که توسط عده ای روبات بد کار که کلاه سیاه نام دارند ربوده شده و به کار اجباری در یک آشپزخانه گرفته شده است. اتمسفر بازی بسیار گیراست و به نوعی این حس را به شما منتقل می کند که جوزف تنهای تنهاست و این شهر خالی از سکنه است. محیط های بازی طراحی هنری خارق العاده ای دارند که همگی حاصل کار دست هستند و با فضای کلی داستان هماهنگی هنرمندانه ای ایجاد کرده اند. به سبب روایت شدن داستان در یک دنیای خیالی پر از روبات و ابزار مکانیکی، خالقین در طراحی نحوه ی پیشبرد مراحل آزادی عمل نسبتاً زیادی داشته اند؛ هر چند نمی توان گفت که از ظرفیت ها حداکثر استفاده را برده اند.