دانشگاهی در شهر Riverport قرار دارد که در آن سه دانشجوی خوش ذوق و با استعداد برروی پروژه‌ای جاه‌طلبانه مشغول به پژوهش هستند که درصورت موفقیت در آن مسیر رشد بشریت را تغییر خواهند داد یا حتی آن را از بین خواهند برد. این سه دانشجو قصد دارند به قدرت نگه داشتن زمان دست پیدا کنند. قدرتی که تصور مجهز بودن به آن نیز هوش از سر هر انسانی می‌پراند، Jack Jocy، شخصیت اصلی بازی و دو دوست دیگر خود که Beth Wilder و Paul Serene نام دارند، این گروه سه نفره را تشکیل می‌دهند. اما همه چیز به یکباره بهم می‌ریزد و پروژه با ناموفقیت به پایان می‌رسد. البته نه اینکه بی‌نتیجه باشد، اما آنطور که باید و شاید نبود و تنها این سه شخص قدرت کنترل زمان را به‌دست می‌آورند. جک، شخصیت اصلی بازی و بث که دوست صمیمی آن به حساب می‌آید، جزو شخصیت های خوب و پروتاگونیست بازی به حساب می‌آیند اما پائول، آنتاگونیست اصلی بازی است که با تاسیس شرکت Monarch سعی بر رسیدن به اهداف شرورانه و شیطانی خود دارد که البته جک و بث قصد دارند جلوی وی را بگیرند. نکته‌ی جالبت در زمینه‌ی بازی این است که شما در قسمتی از بازی برای پر شدن چاله های داستانی، قادر خواهید بود شخصیت منفی بازی یعنی پائول را کنترل کنید که نوید از داستان‌سرایی استادانه‌ی نویسندگان این بازی می‌دهد. حال که صحبت از نویسندگان و یا بهتر است بگوییم سازندگان بازی به میان آورده شد؛ بهتر است اشاره‌ای داشته باشیم به کارگردان و خالق خلاق بازی یعنی آقای Sam Lake که علاوه بر این بازی، وظیفه‌ی کارگردانی بازی های موفق بازی های مکس پین 1 و 2 و همچنین الن ویک را برعهده داشت و به نحو احسن نیز در کار خود سربلند واقع شد. یکی از شعار های معروف آقای سم لیک که همیشه در آثار خود سعی بر عملی کردن آن داشته است، برداشتن مرز میان سینما و بازی های ویدئویی است. وی با اتکا بر این عقیده که این دو مورد (سینما و بازی های ویدئویی) شباهت بسیار زیادی با یکدیگر دارند و همچنین در یک دسته قرار می‌گیرند، همیشه سعی داشته است تا داستان سرایی بازی های خود را بیشتر شبیه به آثار سینمایی کند. به طوری که در بازی کوانتوم بریک، شاهد روایت داستان بازی به شکل اپیزودیک خواهیم بود که به صورت قسمت به قسمت، مراحل و وقایع داستانی بازی را پشت سر بگذاریم. شما در بازی Quantum Break وظیفه‌ی ایستادگی در برابر پائول و در راس آن شرکت Monarch را بر عهده دارید و این بدان معناست سربازانی که در بازی قرار است با شما مقابله کنند، لباس های نظامی این شرکت را به تن دارند و از طراحی یکنواختی نیز متاسفانه برخوردارند. سلاح های شما در بازی تفاوت های بسیار زیادی دارند. ابتدا یک اسلحه‌ی کمری ساده که در هر بازی‌ای به چشم می‌خورد. پس از آن یک رایفل که مبارزه با آن سرعت بیشتری به گیم پلی بازی می‌بخشد و در ادامه مهم ترین سلاح شما، یعنی زمان! در بازی می‌توانید از زمان به طور کامل به عنوان یک سلاح کشنده استفاده کنید. برای مثال می‌توانید زمان یک محدوده را برای مدت بسیار کوتاهی نگه داشته و سپس با نزدیک شدن به دشمنانی که هم‌اکنون فریز شده‌اند، آنها را به سادگی از بین ببرید. یا اینکه زمان را برای یک یا دو سرباز در کنار هم نگه داشته و سپس حرکات مربوطه را برای نابودی شان به اجرا بگذارید. توجه بسیار زیاد به ارکان کنترل زمان باعث نشده‌ است که سازندگان به Gun Play یا بهتر است بگوییم همان تیراندازی با اسلحه در بازی توجه نکنند. بلکه با همان کیفیتی که در بازی های سری مکس پین و الن ویک شاهد وجود سیستم تیراندازی در بازی بودیم، در این بازی نیز با آن روبه رو خواهیم شد و دارای سطح کیفی بسیار بالایی است و کارکشتگی سازنده‌ی بازی یعنی استدیوی رمدی را هرچه تمام‌تر به رخ همگان می‌کشد. قابلیت ایست زمان در گیم پلی بازی دارای یک نوار محدود خواهد بود که با استفاده‌ی زیاد از این قابلیت از آن کاسته می‌شود و با کشتن افراد بیشتر در مبارزات، به آن اضافه می‌شود. اما در برخی از قسمت ها نظیر کات سین های بازی، به میل سازندگان شاهد ایست زمان در مدت زمان های طولانی خواهیم بود که البته شروع و پایان آن به دست بازیباز نخواهد بود.