داستان بازی Metal Gear Rising Revengeance در سال 2018 رخ می دهد، جایی که رایدن (Raiden) دوباره وارد ماجراجویی تازه ای می شود. او اکنون برای شرکتی به نام Maverick Enterprises کار می کند و وظیفه آموزش نیروهای نظامی جدید و محافظت از نخست وزیر یک کشور آفریقایی به نام انمانی (N'Mani) را به عهده گرفته است. او با فعالیت هایش توانسته تا کشورش را از شر جنگ داخلی نجات دهد و مزه آرامش را به مردم بچشاند، اما در این بین گروه تروریستی ای پدیدار شده اند که با شرایط موجود در این کشور مخالف هستند و منافع خود را در خطر می بینند. این موضوع باعث می شود تا آن ها نخست وزیر را گروگان بگیرند. رایدن سعی می کند تا مانع این کار شود، اما رئیس این گروه تروریستی که ساندانر (Sundowner) نام دارد، نخست وزیر را می کشد و از طرف دیگر یکی از افراد او به نام ساموئل رودریگز (Samuel Rodriguez) که شباهت زیادی به شخصیت ومپ (Vamp) دارد، در یک درگیری نفس گیر با رایدن، یک دست او را قطع کرده و چشم چپش را کور می کند. چند هفته ای از این ماجرا می گذرد و رایدن به واسطه کمک های دکتر ویللم ویت (Wilhelm "Doktor" Voigt) صاحب تجهیزات Cyborg جدیدی چون که یک دست رباطی و زرهی قوی تر می شود. رایدن برای گرفتن انتقام از ساندانر و گروهش، راهی مناطقی می شود که این افراد در آنجا دست به فعالیت های مشکوکی زده اند. در این بین، رایدن متوجه می شود که این گروه قصد دارد تا یک ارتش Cyborg بسیار بزرگ را تشکیل دهد که دارای مغز انسان هستند. این گروه کودکان بی سرپرست را می دزدند و از اعضای بدن آن ها را برای به خلق این ارتش استفاده می کنند. رایدن که در دوران کودکی همانند این بچه ها یتیم بوده، تصمیم می گیرد تا از بروز چنین اتفاقی جلوگیری کند. داستان بازی به اندازه نسخه های قبلی Metal Gear هیجان انگیز نیست، اما با توجه به تغییر سبک این بازی و شخصیت اصلی آن جذاب به نظر می رسد و می تواند شما را پای بازی نگه دارد. گیم پلی بازی همانگونه که از PG انتظار میرفت، عالی از آب در آمده است. اکشن و سرعت این بازی به قدری بالاست که گاها ناخودآگاه بازی را نگه داشته و نفس عمیقی خواهید کشید تا دوباره مغز شما قابلیت آنالیز صحنه و اتفاقات در حال وقوع را بازیابی کند! حالا شما این توضیحات را با فریم بالا یعنی 60 فریم بر ثانیه بودن بازی آمیخته کنید تا یک عنوان HnS تمام عیار را در ذهن خود مجسم کنید. سلاح اصلی رایدن یک شمشیر سامورایی با قابلیت ایجاد جریان الکتریکی است که تقریبا همه چیز را می تواند ببرد. در بازی شما تقریبا قادر به بریدن تمامی اشیایی که به چشمتان می خورد(به غیر از ساختمان ها) هستید. بریده شدن اشیا به صورت کاملا ریل تایم و همزمان طراحی شده و به هیچ وجه شاهد تصاویر و اتفاقات از پیش رندر شده نخواهید بود. می توانید یک درخت تنومند را به قطعات بسیار کوچک و در حد یه قوطی کبریت تقسیم کنید؛ می توانید ستون های یک بالکن را ببرید تا دشمنانی که بر روی بالکن جا خشک کرده اند با یک حرکت در مقابل شما آماده بریده شدن باشند! گیم پلی همانگونه که گفته شد از سرعت بسیار بالایی بر خوردار است. طبق رسم همیشگی ساخته های PG، این بازی نیز دارای کمبو های بسیار زیادی است که هوش از سر آدم می پراند. رایدن علاوه بر استفاده از شمشیر و سلاح های سرد، بصورت محدود قادر به استفاده از سلاح های گرمی همچون RPG و نارنجک است. مبارزات بسیار نفس گیر و سریع اتفاق می افتند و باید کاملا حواستان به صفحه نمایش باشد؛ چون یک لحظه غفلت، برابر با مرگتان خواهد بود. دشمنان بازی از تنوع بسیار بالایی برخوردارند و تقریبا هر یک از آن ها روش خاصی برای مقابله می طلبند. بعضی از آنها دارای ضربات خیلی سنگینی هستند که دفاع کردن در مقابل آن ها سازگار نیست و در آن لحظه باید فلنگ را ببنید! جدا از دشمنان ساده، بازی برای شما باس فایت هایی در نظر گرفته که هر یک، تنوع خود را دارند و برای پیروزی در مقابل آن ها ابتدا باید نقطه ضعفشان را پیدا کنید. بخش صدای بازی بسیار کامل و عالی از آب در آمده، صدای آیتم ها از جمله برخورد شمشیر به عناصر مختلف همگی بی نقص هستند و ایرادی به این بخش وارد نیست. صداپیشگی و گروه دوبلاژ نیز به خوبی کار خود را انجام داده و لحن صحبت های آن ها یادآور سری های MGS است. موزیک های انتخاب شده برای بازی همگی لیسانس شده هستند و انصافا PG در انتخاب موزیک سنگ تمام گذاشته است. تمامی موزیک ها با اتمسفر بازی همخوانی دارند و در صحنه های سریع و مخصوصا مبارزه با باس ها، آدرنالین خون شما را بالا خواهند بود.