بازی فوق العاده جذاب و هیجان انگیز Hitman Absolution که به صورت مشترک توسط 2 کمپانی Square Enix و Eidos Interactive در سال 2012 ساخته و منتشر شده است. نسخه Absolution ساده تر از قسمت های قبلش خواهد بود اما همچنان در بعضی مراحل گیمرهای حرفه ای می طلبد . در اینجا سوالی مطرح می شود که Hitman Absolution به چه میزان به ریشه های قبلی خود وفادار مانده است . تیم سازنده در این باره نیز تاکید کرده اند که در طراحی مراحل بیشترین تلاش خودشان را کرده اند تا این عنوان بی نقص به بازار وارد شود . در Absolution می توان هر ماموریت را با استفاده از جند روش مختلف به پایان رساند. مامور 47 ما پس از غیبتی قریب به 6 سال به عرصه بازی باز می گردد و ما امیدواریم که با دست پر برگردد . مکانیک های کلاسیک بعلاوه ی ایده های نوین ,  اکشن منطقی و جذاب, داستان پر کشش و میان پرده های پر هزینه که به لطف موتور پایه Glisher 2  فراهم امده اند ,  همه و همه تولید هیتمنی ناب و سرگرم کننده در ماه های پایانی را نوید خواهد داد. ناگهان سکوت بازی با شکستن پنجره و پریدن مأمور 47 به داخل ساختمان از بین می رود و ما ناگهان شوکه می شویم. در همین حین نمایی باز از کتابخانه ای قدیمی که دیگر تعطیل شده، می بینیم. فضای خاکی و کهنه آن مثل خانه ارواح است و حدس بزنید روح خبیس این کتابخانه چه کسی می تواند باشد؟ چراغ قوه ها روشن می شوند و انگار برای اولین بار است که پس از سال ها نور به این مکان قدیمی می تابد. پلیس ها وارد می شوند و انگار به دنبال کسی هستند. ناگهان بر لبه بسیار مرتفعی از کتابخانه کفش هایی مشکی را می بینیم. صدای مهیب شیپورهای فرانسوی خبر از ورود یک افسانه را می دهند. دوربین به آرامی بالاتر می آید و ما ناگهان صورت بی موی مأمور 47 را می بینیم. نمایی که کارگردان بازی به زیبایی تمام جزئیات بدن او را نشان می دهد و خوش آمد گویی پر افتخاری به یکی از خطرناک ترین شخصیت های بازی ها می دهد. در این صحنه، کافی است که فقط به لباس و چهره مأمور ۴۷ نگاه کنید. به لطف استفاده از تکنولوژی شبیه ساز لباس Shroud که اخیراً با آن ها مصاحبه ای هم داشتیم، طراحی لباس و فیزیک آن باور نکردنی است. صورت 47 آنچنان با جزئیات است که استخوان بندی او را هم در زیر پوست می توانید حس کنید. چهره ای خطرناک و آشنا که در حالیکه نصف پلیس شیکاگو به دنبال او هستند، آنقدر خون سرد است که انگار یک روز آفتابی را با همسر و بچه هایش در کنار ساحل سپری کرده است! بازی شروع می شود، 47 از بالای لبه ستون پایین می آید و به حالت نیم خیز پشت لبه های کتابخانه پنهان می شود. پلیس ها هم کمی جلوتر جمع می شوند و فرمانده آن ها می گوید که باید مو به مو این ساختمان را بگردیم. فرمانده به یکی از زیردستان خود می گوید که بگرد و برق را پیدا کن و اینجا را روشن کن. او که در اولین صحبتش به نظر آدم دستپاچه و بی مسئولیتی می رسد، از فرمانده خود اطاعت می کند. 47 خیلی آرام حرکت می کند. پلیس ها همانند سگ هایی که به دنبال طعمه هستند، دائم با چراغ قوه خود در حال جستجو و حرکت هستند. فرمانده از آن طرف کتابخانه فریاد می زند: "فاسانو (Fasano) پس این نور لعنتی چی شد؟"ناگهان، همزمان با رعد و برق، نور بعضی از چراغ های کتاب خانه روشن می شود. در اینجا موسیقی هم بسیار کوبنده پخش می شود و دوباره به حالت خلسه خود بازمی گردد. فضاسازی کتابخانه عالی است. جزئیات خیره کننده اجرا شده و خاک و تار عنکبوت و رنگ بندی قهوه ای سوخته و زرد کم رنگ فضایی Noire مانند به آن داده است. حرکات 47 آنقدر سریع است که واقعاً فکر می کنید کنترل یک روح را در دست دارید. 47 پشت یک قفسه پنهان می شود. یکی از پلیس ها به همکار خود می گوید آن سمت را بگرد،‌ مأمور آهسته به سمت شما حرکت می کند، موسیقی مهیب تر می شود و ناگهان 47 از یکی از قابلیت های جدید این نسخه که Instinct (غریزه) نام دارد، استفاده می کند....